تبليغاتX
وب‌نوشت صهیب بهرامیان
وب‌نوشت صهیب بهرامیان                                             
شنبه بیست و سوم آذر 1387
فوتبال محله‌ ...  

لازم است بدانید که من امسال تیم خودم را عوض کردم. الآن من یکی از طرفداران تیم پیروزی هستم. فقط بخاطر علی کریمی و کریم باقری وا قعاً عالی بازی می‌کنند.

هرچند که استقلال اول است و پیروزی چهارم؛ اما دوباره پیروزی هستم. راستی ما هم در منطقه‌ی خودمان تیمی داریم که اسمش : اندیشه است؛ چون آپارتمان‌ها اسمشان کوی اندیشه است، ما هم این تیم را اندیشه نامیده‌ایم. زمین بزرگی داریم تقریباً 60متر عرض دارد و10متر هم طول بزرگ است و دروازه دارد البته فکر نکنید که دوازه میله دارد سمت چپ دیوار و سمت راست هم با دو سنگ.

دروازه‌هایمان هریکی 3قدم متوسط عرض دارند و طولشان هم 2 متر است. بازیکنانی که در مسابقات شرکت کرده‌اند:

دروازه بان: رامین کاک اللهی پنجم ابتدایی،

دفاع: دیاکو شمامی اول رهنمایی.

حمله: فریاب سلیمانی دوم راهنمایی.

حمله: دیاکو خالقی پنجم ابتدایی.

البته بچه‌های دیگری هم هستند که توانایی این کار را ندارند. مثل من، که تعویض هستم دیار کاظمی هم با من و نیما بازیار هم. پرهام ادهمی نیما محمودپور و رضا هم که سالها بعد چشمشان به میدان بازی می‌افتد. تا الآن دو بازی را برده‌ایم و هیچ بازی را هم نباخته‌ایم.

اولین بازیمان با کوی اندیشه‌ی 2 بود که 8-5  آنها را شکست دادیم.

دومین بازی هم کاملاً خودمان را آماده کرده بودیم. جمعه این بازی را شروع کردیم. نیمه‌ای 30 دقیقه و آنها را 10-5 شکست دادیم.

آمار بازیکنان کوی اندیشه:

فریاب سلیمانی                   

100درصد                

دوم راهنمایی

دیاکو خالقی

100 درصد

پنجم ابتدایی

دیاکو شمامی

95درصد

اول راهنمایی

رامین                     کاکه‌اللهی               

89درصد

پنجم ابتدایی

رضا رام

81 درصد

اول راهنمایی

صهیب بهرامیان

80 درصد

چهارم ابتدایی

دیار کاظمی

79درصد

چهارم ابتدایی

نیما بازیار

79درصد

سوم ابتدایی

نیما محمودپور

70درصد

چهارم ابتدایی

پرهام ادهمی

60درصد

سوم ابتدایی

 هیئت امنا گفته بودند که برایتان یک زمین فوتبال درست می‌کنیم اما بچه‌ها گفتند: الآن که پول ندارند یک چراغ گاز برای نگهبان بخرند چطور می‌توانند برای ما زمین درست کنند. البته ما خیلی وقت که روی آسفالت فوتبال نکرده‌ایم. فقط روی چمن. این چمن‌ها را برای زیبایی گذاشته بودند اما ما در آن فوتبال می‌کنیم و خیلی هم از روی آسفالت بیشتر کیف دارد. مردان و زنان زیادی بر علیه ما شکایت می‌کنند اما ما به حرفهایشان گوش نمی‌دهیم و اگر دنبالمان هم آمدند فرار می‌کنیم.

اولین نفر: رحمان امین پور! مردی 55 ساله که خیلی هم تند می‌دود و شانس ما هیئت امنا هم است.

دومین نفر: سحر با شوهرش عطا فقط فحش می‌دهند!

سومین نفر: بابک مردی 120 کیلویی و  با ادب با پیکان قراضه‌اش.

چهارمین نفر:آقای خیاطی خیلی از خودش تعریف می‌کند و به ما درس ادب می‌دهد می‌گوید: وقتی همسن شما بودم می‌رفتم و درس می‌خواندم و الآن نگاه کنید چقدر ثروتمند هستم؟

در یک خانه‌ی  یکخوابه زندگی می‌کند آن هم اجاره‌نشین.

ماشینی دارد تمام سرعتش 50  است.

 

شنبه شانزدهم آذر 1387
گنجشک فراموش‌کار ...  

 

صهیب بهرامیان

روزی روزگاری گنجشکی جوان در جنگلی زندگی می‌کرد. تمام حیوانات جنگل او را دوست داشتند. امّا گنجشک خیلی فراموش کار بود.
وقتی که حیوانی با او قراری می‌گذاشت و می‌گفت: ‌که من امشب به خانه‌ات می‌آیم می‌گفت: ‌باشه اما شب با خیال آسوده می‌گرفت و می‌خوابید. حیوان هم پشت در می‌ماند.گنجشک هم از این موضوع  خیلی ناراحت بود او دوست داشت که حرف‌ها واتفاقات را هرگز فراموش نکند. امّا این فقط یک خیال بود.
مسابقه‌ای برای فراموش‌کاران جنگل گذاشته شد.
ده نفر فراموش کار شرکت کرد گنجشک می‌گفت: ‌مطمئن هستم که من از همشون فراموش کارتر هستم پس این مسابقه را می‌بازم و در آن شرکت نمی‌کنم. معلم آقا گنجشکه آقای جغد نام داشت.آقای جغد خودش یک وقت فراموش کاری بوده هر چیزی را که بهش می‌گفتند: ‌بعد از یک دقیقه فراموش می‌کرد امّا او هم در مسابقه‌ای مانند این مسابقه شرکت کرده بود و این فراموش کاری‌اش را از بین برد.


... ادامه مطلب
شنبه شانزدهم آذر 1387
به‌رهه‌مه‌كانی خالند ئه‌حمه‌دی (هۆزان) ...  


هه‌ی لایه‌ لایه‌ 2
پێم خۆشه‌ دایه‌

من لایه‌لایه‌

خۆراكه بۆ رۆح

هه‌ر ئه‌و هه‌وایه‌

هه‌ی لایه‌ لایه‌

هه‌ی لایه‌ لایه‌

 



شه‌وگار دره‌نگه‌

خه‌و چاوی گرتووم

دایكم به‌ ئاهه‌نگ

پێم‌وایه‌ خه‌وتووم

هه‌ی لایه‌ لایه‌

هه‌ی لایه‌ لایه‌

 




... ادامه مطلب