تبليغاتX
وب‌نوشت صهیب بهرامیان
وب‌نوشت صهیب بهرامیان                                             
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
رمضان! ...  

پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
مصاحبه‌ای با اوین بهرامیان ...  

 

خبر نگار: اوین خانم شما چند سال دارید؟

اوین: چهار سال دارم

خبرنگار: ما چه جور انسان‌هایی هستیم؟

اوین: ما انسان های خوش به ذهنی هستیم

خبرنگار: ببخشید می توانید توضیح دهید كه خوش به ذهن یعنی چه؟

اوین: خوش به ذهن یعنی ما با خدا میانه‌ خوبی داریم و با انسان خر رابطه‌ای نداریم!!

خبرنگار: انسان خر یعنی چه؟

اوین: كسانی كه به حرف خدا گوش نمی‌دهند. لباس لخت می‌پوشند و به جهنم می‌روند.

در همین حال اوین شیشه كریستالی را بر می‌دارد و می‌گوید می‌دانی چه چیزی در اینجا قرار دارد. من گفتم كجا و او به مسجد النبی اشاره كرد. من گفتم نه نمی‌دانم.

او گفت مرده‌ای در آنجا است كه نمی‌تواند پا شود چونكه مرده است

من گفتم نگو او مرده است بلكه بگو او رسول خدا است كه فوت كرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکشنبه هجدهم شهریور 1386
سفر به‌ سنندج ...  

 

ما روز پنجشنبه به سنندج رفتیم. اوّل به خانه‌ی پسر خاله‌ی پدرم رفتیم. آن ها در آپارتمان زندگی می‌کردند. روز بعد به پارک دیدگاه رفتیم .در پارک چیزهای  قشنگی گذاشته بودند. چون که جمعه بود پارک خیلی شلوق بود بخاطره همین ما به کنار آپارتمان‌ها برگشتیم. کنار آپارتمان‌ها یک جای خیلی دیدنی بود. فکر می‌کنم  که عکس‌هایی  از آنجا داریم.بله در پارک با خواهرم اوین بازی قایمباشک ،دزد و پلیس کردیم.بعد به خانه برگشتیم. دو جلد از کتاب هری پاتر را دیدم گفتم:آن‌ها را می‌خوانم. یک کم از آن را خواندم ولی چیزی ازش حالی نشدم. گفتم: که آن را تماشا می کنم و صفحه صفحه جلو می زنم.تا پدر و ما درم به من بگویند آفرین یعنی تو این کتاب را خواندی؟ روز شنبه به خانه‌ی سروه رحمانی صاحب وبلاگ ئاسۆ  رفتیم.
اوّل به سروه سلام کردم  او  جواب سلام من را داد .و بعد به اتاقش رفت.من هم به اتاقش رفتم.او کامپیوتر را روشن کرد.او کارت اینترنت نداشت.او به قسمت آفلاین رفت و آدرس وبلاگ مرا پیدا کرد .مطالب قبلی وبلاگ من نشان داده شدند.میوه آوردند .میوه را خوردیم.و می خواستیم به خانه‌ی کاک علی برگردیم. پدر سروه گفت:روز بعد ساعت یک باید به خانه‌ی ما بیایید
.

روز بعد به خانه‌ی آن ها رفتيم.

من آنجا توانستم فيلم هاي هري پاتر1 و2و3و4 راتماشا كنم.

 

یادآوری: این خاطره‌ مربوط به‌ اوایل تیرماه‌ امسال است.

 

پنجشنبه هشتم شهریور 1386
خلاصه قسمت چهل و چهارم سریال جواهری در قصر! ...  
و یانگوم خود را در برابر ملکه می بیند...

یانگوم در برابرملکه!

در همین حال ملکه به یانگوم میگوید تنها دلیلی که مرگ او را عقب انداخته این است که تو معتقد هستی تشخیص بیماری پادشاه اشتباه بوده و به همین دلیل سوابق پزشکی پادشاه را بیرون بردی...

آیا این چنین هست؟ که یانگوم اعلام می کند بله...

 


... ادامه مطلب
پنجشنبه هشتم شهریور 1386
بچه‌اي به شكل قورباغه ! ...  

امروز بچّه اي در يكي از شهرهاي مصر به دنيا آمده است. كه به شكل قورباقه است. خدا را شكر كه دو ساعت بعد از متولد شدنش مرده است. پدر و مادرش از ديدنش شوكه شده‌ بودند. هر كس كه اين بچه معجزه را ديده بود از خدا  درخواست بخشش كرده است.